spacer

مشق شب

spacer

Wednesday, January 28, 2004

فانوسي بايد
تا اخرين عبور تو را ديد
اي كه سوي حجله اي از نور مي روي
با چه زباني بايد با تو وداع كرد؟
چه فصلها بر تو حكومت كردم
مثل مترسكي كه مزرعه را!!
اري! من نمك گير شوره زار شدم.
مرا ببخش كه نمي گريم
كه من تنها يكبار از ميلاد خويش گريستم.


Comments: Post a Comment
spacer